رياضيدان در حماه بر روي نهرالعاصي آسياب‌هايي ساخت (حدود 1236)، چندان كه اين محل‌ تا به امروز هم به‌خاطر آنها اهميت خود را حفظ كرده است‌.
عجيب است آنچه را كه مي‌توان احياي نبوغ هلنيستي به‌شمار آورد با آغاز سنت مكانيكي‌ بزرگي در غرب مقارن بود. اين امر بار ديگر، نشان مي‌دهد كه غرب مسيحي بيدار مي‌شد، و اگر هم هنوز ازنظر كميت كار از شرق اسلامي عقب‌تر بود، با سرعت راه صعود مي‌پيمود ــ فروتري‌ آن ديري نمي‌پاييد چون شبيه فروتري جوان در برابر ميان سال بود، و يك چنين فروتري‌ محكوم است كه هرچه زودتر به صورت معكوس درآيد.
6. موسيقي اسلامي‌. عبداللطيف كتابي در موسيقي نوشت به نام كتاب السماع‌. قيصر بن‌ ابي‌القاسم رياضيدان و مهندس به داشتن معلومات موسيقي عميقي معروف بود. او در نزد كمال‌الدين بن يونس در موصل تحصيل موسيقي كرده بود. جالب است بدانيم كه بنابر آثار عربي‌1 تحصيلات قيصر نزد كمال‌الدين از روي برنامه‌ٴ جامعي بود كه با آموزش موسيقي آغاز مي‌شد. اين نشان مي‌دهد كه مسلمانان براي موسيقي ارزش علمي زيادي قائل بودند.
اما در مغرب ابن سبعين اهل مرسيه‌، كه طرف مكاتبه‌ٴ امپراتور فردريك دوم بود، كتابي در باب شيوه‌هاي موسيقي نوشت‌. رساله‌ٴ ديگري از محمد شَلاحي اشبيلي (1221)، نمونه‌ٴ خوبي‌ از يكي از رشته‌هاي ادبيات عربي است‌. آن را مي‌توان رساله‌ٴ موسيقي ديني ناميد. اين رساله در باب مشروع بودن موسيقي بحث مي‌كند. در باب اين كه آيا نواختن يا شنيدن موسيقي حلال‌ است يا حرام‌؟ آيا همه‌ٴ اقسام موسيقي حرام است يا نه‌؟ آيا در مواقع و جاهايي حرام است يا هر وقت و در هر جا؟؛ و از اين قبيل‌. متكلم خوبي كه داراي عشقي باطني به موسيقي باشد در تطويل بي‌حد و حصر اين بحث دچار مشكلي نخواهد بود.
7. موسيقي در قلمرو مسيحيت غربي‌. در اين اثنا، موسيقي مغرب‌زمين كاملاً رونق يافته بود. جامع الحان موسيقي منسوب به فرانكوي كُلْني‌ْ را مي‌توان از محصولات اين سده دانست‌. اين رساله‌ حاوي گزارش كاملي در باب موسيقي وزني و نت‌نويسي فرانكوست‌. رساله‌ٴ ديگري به جان گارلندي‌ منسوب است‌. ولي بهترين نشانه‌ٴ بلوغ موسيقي غربي وجود اين رساله‌ها نيست‌، بلكه خود موسيقي‌ است‌. به‌ويژه آن شاهكار كوچك‌، يعني ترانه‌ٴ تابستان فرا مي‌رسد، كه پيش از 1240، خلق شد.

ح‌. شيمي‌

در زمينه‌ٴ شيمي پيش‌رفت چشمگيري روي نداد، جز اين كه باروت در اين عصر اختراع شد؛ ولي‌ اين امر محتمل است نه مسلم‌. مسئله‌ٴ باروت را در كتاب بعدي مورد بحث قرار مي‌دهم‌.


1. ابن خلكان‌، ج 3، ص 471.